به گزارش تعادل، استفاده از حسابهای متعدد، حسابهای اجارهای، انتقال وجوه میان حسابهای مختلف و استفاده از حساب اشخاص دیگر، از جمله روشهایی است که میتواند ردیابی جریان واقعی وجوه را دشوار کند.
در چنین شرایطی، ساماندهی و یکپارچهسازی اطلاعات حسابهای بانکی اهمیت زیادی پیدا میکند. سامانه «حسام» در دولت چهاردهم را میتوان در همین چارچوب مورد توجه قرار داد؛ یعنی ابزاری برای ساماندهی اطلاعات حسابها که میتواند در کنار سایر سامانهها و فرآیندهای نظارتی، به افزایش شفافیت مالی کمک کند.
البته باید تاکید کرد که سامانه حسام به تنهایی سامانه مبارزه با پولشویی نیست و نباید آن را جایگزین نظام شناسایی مشتری، پایش تراکنشها یا گزارشدهی معاملات مشکوک دانست. هدف این رویکرد ایجاد امکان مدیریت و ساماندهی اطلاعات حسابهای بانکی افراد و کمک به شناسایی و تعیین تکلیف حسابهای متعدد و مازاد است.
اهمیت چنین سامانهای در این است که یک فرد ممکن است در بانکهای مختلف دارای حسابهای متعدد باشد و بدون وجود زیرساختهای اطلاعاتی مناسب، مشاهده و تحلیل مجموع این ارتباطات بانکی دشوار شود.
بنابراین یکی از آثار مهم چنین سامانهای میتواند ایجاد نگاه جامعتر به ارتباط یک شخص با شبکه بانکی باشد. اما باید دید چرا اطلاعات متمرکز حسابها در مبارزه با پولشویی اهمیت دارد؟ پولشویی معمولا با هدف پنهان کردن منشا واقعی وجوه و قطع ارتباط میان جرم و عواید حاصل از آن انجام میشود.
یکی از ابزارهایی که میتواند در این مسیر مورد استفاده قرار گیرد، استفاده از حسابهای بانکی متعدد یا حسابهایی است که عملا توسط شخصی غیر از صاحب حساب مورد استفاده قرار میگیرند. برای مثال فرض کنیم فردی با درآمد ماهانه محدود، در چندین بانک حساب داشته باشد و در مدت کوتاهی مبالغ بسیار زیادی از اشخاص متعدد دریافت و سپس آنها را به حسابهای دیگری منتقل کند. تعداد حسابها به تنهایی دلیل پولشویی نیست؛ اما وقتی این موضوع همراه با گردش مالی نامتناسب با شغل و درآمد، انتقالهای متعدد و سریع و استفاده احتمالی اشخاص دیگر از حساب باشد، میتواند یک نشانه هشداردهنده محسوب شود.
در اینجا داشتن اطلاعات جامعتر درباره حسابهای شخص میتواند به فرآیند ارزیابی ریسک کمک کند. در حساب اجارهای، حساب به نام یک شخص است، اما ممکن است شخص دیگری عملا آن را کنترل یا مورد استفاده قرار دهد.
مثلا الف: صاحب رسمی حساب، ب: استفادهکننده واقعی حساب. در این وضعیت، ممکن است وجوه حاصل از فعالیتهای غیرقانونی یا فعالیتهای مشکوک وارد حساب «الف» و سپس توسط «ب» منتقل یا برداشت شود. این مساله موجب ایجاد یک مشکل مهم میشود: صاحب رسمی حساب لزوما همان شخصی نیست که از جریان مالی منتفع میشود.
دسترسی به اطلاعات جامعتر حسابها و تحلیل ارتباطات مالی میتواند به کشف چنین الگوهایی کمک کند؛ البته تشخیص حساب اجارهای نیازمند تحلیل و بررسی است و صرفا از روی تعداد حسابها نمیتوان چنین نتیجهای گرفت. در مورد مشتریان یا روابط مالی پرریسک، اقدامات شدیدتر و دقیقتری لازم است که به آن Enhanced Due Diligence یا EDD گفته میشود. بنابراین اگر اطلاعات بانکی نشان دهد که فعالیت مشتری با وضعیت اقتصادی اعلامشده او تناسب ندارد، ممکن است نیاز به بررسی بیشتر وجود داشته باشد.
در نظام مبارزه با پولشویی، مرکز اطلاعات مالی نقش مهمی در دریافت و تحلیل گزارشهای مربوط به معاملات و عملیات مشکوک دارد. فرآیند را میتوان به صورت ساده چنین تصور کرد: اطلاعات مشتری، شناخت مشتری (KYC)، بررسی و پایش رابطه مالی (CDD)، پایش تراکنشها، شناسایی الگوی غیرعادی، بررسی کارشناسی در صورت وجود شرایط قانونی، گزارش به FIU، بنابراین این نوع سامانهها میتواند در بخش اطلاعات و شفافیت حسابها قرار گیرد، اما باید توجه داشت که این روندها به هیچوجه جایگزین فرآیند گزارشدهیهای شفاف به ارکان اصلی اقتصادی نیست.
این روندهای ارتباطی به دولت کمک میکند که ابتدا جلوی سفتهبازیها و دلالی در فضای اقتصادی و نظامات پولی را سد کند و در مرحله بعد هم زمینه شفافسازی را فراهم سازد.
* مهرداد حاجيزادهفلاح