مهمتر از آن، بریکس به مرور زمان در حال قدرت گرفتن است. این مقیاس جمعیتی، اقتصادی و جغرافیایی به این گروه نه تنها نفوذ، بلکه مسئولیت نیز میدهد.
در عصر چندجانبهگراییِ از هم گسیخته، بریکس نمیتواند تنها یک پلتفرم اقتصادی یا دیپلماتیک باقی بماند؛ بلکه باید به یک مجمع امنیتی جدی تبدیل شود که قادر به جلوگیری از تهدیدها قبل از تبدیل شدن به تراژدی باشد.
در چنین پسزمینهای است که بیانیه نخست وزیر نارندرا مودی در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶ ، پس از دیدار با مشاوران امنیت ملی و مقامات ارشد امنیتی کشورهای بریکس، باید چیزی بیش از یک مداخله دیپلماتیک رسمی تلقی شود.
تأکید او بر همکاری امنیتی عمیقتر بین اعضای بریکس، به ویژه در زمینه تروریسم، امنیت سایبری و فناوریهای نوظهور، به ماهیت در حال تغییر ناامنی جهانی اشاره دارد.
پیام واضح است: تروریسم دیگر یک تهدید محلی یا مقطعی نیست. این تهدید فراملی، مبتنی بر فناوری، دارای شبکه مالی و از نظر ایدئولوژیکی تطبیقپذیر است.
ماهیت در حال تکامل تهدید تروریسم
تاریخ تروریسم، نیاز مبرم به یک رویکرد جدید را نشان میدهد. در اواخر قرن بیستم، تروریسم اغلب در قالب سازمانهای قابل شناسایی با پناهگاههای سرزمینی، شبکههای آموزشی مسلحانه و درگیریهای نیابتی تعریف میشد. از سال ۲۰۰۱، تروریسم به ویژه پس از ۱۱ سپتامبر و تصویب قطعنامه ۱۳۷۳ شورای امنیت سازمان ملل متحد (UNSCR) در اکتبر ۲۰۰۱ ، به دغدغه اصلی امنیت بینالمللی تبدیل شده و مبارزه با تروریسم را به پدیدهای جهانی تبدیل کرده است.
با این حال، هند پیش از این تأثیر طولانی مدت و دردناک تروریسم فرامرزی، خشونت جداییطلبانه، رادیکالیزاسیون و جنگ نیابتی را تجربه کرده بود. هند از طریق تجربیاتی از پنجاب و کشمیر گرفته تا حمله به پارلمان، حملات ۲۶/۱۱ بمبئی، پولواما و اخیراً حمله تروریستی پهالگام، درسهایی آموخته است. این حملات صرفاً اقدامات تروریستی نیستند؛ بلکه هدف آنها تضعیف اعتماد عمومی، تضعیف اهداف توسعهای و فرسایش عزم جوامع دموکراتیک است.
امروزه، تروریسم وارد مرحله پیچیدهتری شده است. رادیکالیزاسیون میتواند به صورت آنلاین رخ دهد، جذب نیرو میتواند از طریق پلتفرمهای رمزگذاری شده انجام شود، تأمین مالی میتواند از طریق حواله، نهادهای صوری، مواد مخدر، تجارت غیرقانونی یا ارزهای دیجیتال انجام شود و حملات میتوانند با استفاده از پهپادها، هوش مصنوعی و ابزارهای سایبری انجام شوند. سازمانهای تروریستی دیگر نیازی به اردوگاههای آموزشی بزرگ یا ساختارهای فرماندهی قابل مشاهده ندارند. یک شبکه دیجیتال، یک روایت شکایت و یک زنجیره لجستیکی کوچک ممکن است کافی باشد. این امر، مبارزه سنتی و واکنش محور با تروریسم را ناکافی میکند.
یک توطئه تروریستی ممکن است در یک حوزه قضایی طرحریزی شود، از طریق حوزه قضایی دیگری تأمین مالی شود، در حوزه قضایی سوم با رادیکالیزه شدن تسهیل شود و در حوزه قضایی چهارم اجرا شود. هیچ دولتی، هر چقدر هم قدرتمند، نمیتواند به تنهایی با این چالش مقابله کند.
مقابله با این تهدید در حال تحول مستلزم همکاری است که فراتر از مرزهای ملی گسترش یابد و اینجاست که بریکس نقش مهمی ایفا میکند. گسترش عضویت آن، مناطق مختلف آسیا، آفریقا، اوراسیا، غرب آسیا و آمریکای لاتین را به هم متصل میکند. این مناطق با آسیبپذیریهای همپوشانی، از جمله مرزهای متخلخل، ناامنی دریایی، محیطهای حکمرانی شکننده، جریانهای مالی غیرقانونی، دستکاری سایبری، رادیکالیزاسیون جوانان و سوءاستفاده از فناوریهای نوظهور مواجه هستند.
یک توطئه تروریستی ممکن است در یک حوزه قضایی طرحریزی شود، از طریق حوزه قضایی دیگر تأمین مالی شود، در حوزه قضایی سوم با رادیکالیزاسیون تسهیل شود و در حوزه قضایی چهارم اجرا شود. هیچ دولتی، هر چقدر هم قدرتمند، نمیتواند به تنهایی با این چالش مقابله کند.
اعضای بریکس از تهدید مشترک تروریسم رنج میبرند. روسیه در معرض خطرات مرتبط با داعش و سرریزهای اوراسیا قرار دارد؛ چین این تهدید را در قالب تروریسم، جداییطلبی و افراطگرایی بیان میکند؛ آفریقای جنوبی با هواداران داعش، خطرات مالی و ترانزیتی مواجه است؛ مصر با شورش در سینا روبروست؛ اتیوپی با تهدید الشباب و بیثباتی در شاخ آفریقا روبروست؛ ایران از خشونتهای مرتبط با داعش و بیثباتی غرب آسیا رنج میبرد؛ عربستان سعودی و امارات متحده عربی با خطراتی برای زیرساختهای انرژی و کریدورهای دریایی روبرو هستند؛ اندونزی شبکههای افراطی باقیمانده و رادیکالیسم آنلاین را مدیریت میکند و برزیل با آسیبپذیریهای مربوط به امور مالی غیرقانونی و جرایم سازمانیافته روبرو است. این تنوع تهدیدها، لزوم وجود یک شبکه پیشگیری مشترک بریکس را تقویت میکند.
هماهنگی، برنامهریزی و اجرا
بنابراین، یک واکنش مؤثر بریکس باید حول سه رکن به هم پیوسته بنا شود: هماهنگی، برنامهریزی و اجرا.
هماهنگی اولین الزام است. کشورهای عضو بریکس باید شبکهها و پلتفرمهای قابل اعتمادی را بین سازمانهای اطلاعاتی، نهادهای اجرای قانون، تنظیمکنندگان مالی، سازمانهای امنیت سایبری و مقامات دادستانی ایجاد کنند، اگر نه از طریق نهادهای اختصاصی، حداقل با همکاری سازوکارهای نهادی موجود. نهادها اغلب به صورت جداگانه کار میکنند و این یکی از دلایلی است که تروریسم زنده میماند و رشد میکند. در نتیجه، اگر امنیت مرزی با اطلاعات مالی درگیر نشود، یا اگر پلیس محلی و نظارت سایبری با هم همکاری نکنند، و مهمتر از آن، اگر سازمانهای ملی اطلاعات حساس به زمان را به اشتراک نگذارند، شبکههای تروریستی از شکافها سوءاستفاده خواهند کرد.
برنامهریزی دومین الزام است. بسیاری از سازوکارهای بینالمللی مبارزه با تروریسم تنها پس از یک حمله یا اقدام خشونتآمیز فعال میشوند. با این حال، یک چارچوب بریکس با محوریت پیشگیری باید آیندهنگر و پیشبینیکننده باشد. این امر به همه چیز، از ارزیابیهای مشترک تهدید و شاخصهای هشدار اولیه گرفته تا نقشهبرداری از شبکههای رادیکالیزاسیون، نظارت بر جریانهای مالی مشکوک، هماهنگی اقدامات علیه تبلیغات آنلاین و تدوین استانداردهای قانونی مشترک برای اشتراکگذاری شواهد، استرداد و پیگرد قانونی، تبدیل میشود. مدیریت فناوری نیز باید بخشی از این برنامهها باشد، زیرا هوش مصنوعی، جعل عمیق، پلتفرمهای رمزگذاری شده و سیستمهای خودمختار نقش فزایندهای در چشمانداز پیچیده تهدید ایفا میکنند.
سومین و آخرین، اما چالشبرانگیزترین الزام، اجرا است. پلتفرمهای بینالمللی اعلامیههای محکمی صادر میکنند اما اغلب در اجرا ضعیف هستند. بریکس باید از این دام اجتناب کند. این کشور باید در هر کشور عضو، آژانسهای امنیتی اختصاصی ایجاد کند، کانالهای ارتباطی امن بین نیروها در سراسر مرزها را متصل کند، تمرینهای آموزشی مشترک را با روشهای از پیش تعیینشده ارزیابی (و سپس سنجش پایبندی) اجرا کند و استانداردهای صریح و قابل تأیید ایجاد کند. بریکس اکنون به جای بیانیههای اجلاس، به آمادگی عملیاتی نیاز دارد.
از مبارزه با تروریسم تا پیشگیری
در نهایت، گذار بزرگتر باید از مبارزه با تروریسم به پیشگیری از تروریسم باشد. سیاست امنیتی نمیتواند همچنان بر پاسخ به حملات متمرکز باشد؛ بلکه باید به طور فزایندهای بر پیشگیری از آنها تمرکز کند. پیشگیری مستلزم دانستن خطرات خشونت قبل از تشدید بسیج به خشونت است. این به معنای قطع منابع مالی قبل از خرید سلاح است. این به معنای جلوگیری از رادیکالیزه شدن قبل از تکمیل جذب نیرو است. این به معنای مرتب کردن خانه قبل از وقوع بحران است. این همچنین به معنای تقویت جوامع، سیستمهای آموزشی و سواد دیجیتال است تا اطمینان حاصل شود که روایتهای افراطگرایانه پیشرفتی ندارند.
گذار بزرگتر باید از مبارزه با تروریسم به پیشگیری از تروریسم باشد. سیاست امنیتی نمیتواند همچنان بر پاسخ به حملات متمرکز باشد؛ بلکه باید به طور فزایندهای بر پیشگیری از آنها تمرکز کند.
سازوکارهای موجود ضروری هستند اما کافی نیستند. ساختار منطقهای ضد تروریستی سازمان همکاری شانگهای ( SCO RATS ) که تا حدی همکاری در مقابله با تروریسم، جداییطلبی و افراطگرایی را در اوراسیا آغاز کرده است، در سطح کشورهای بریکس نیست و شامل طیف وسیعی از اعضای بالقوه از آفریقا، آمریکای لاتین، غرب آسیا و جنوب شرقی آسیا نمیشود.
گروه کاری و برنامه اقدام ضد تروریسم بریکس ، اگرچه زیرگروههای مفیدی در زمینه رادیکالزدایی، سوءاستفاده از اینترنت، تأمین مالی و ظرفیتسازی دارد، اما همچنان عمدتاً مشورتی است.
تلاشها برای مقابله با تأمین مالی تروریسم توسط استانداردهای گروه ویژه اقدام مالی (FATF) هدایت میشود ، اما شکافهای اجرایی همچنان ادامه دارد، زیرا تروریستها همچنان از سیستمهای مالی رسمی، انتقال پول غیررسمی، خیریهها، تجارت و داراییهای مجازی سوءاستفاده میکنند. در نتیجه، بریکس به طور فوری به چارچوبی نیاز دارد که مبتنی بر نیاز، مبتنی بر شایستگی، به موقع و سازگار باشد تا از تأمین مالی تروریسم جلوگیری و آن را مختل کند و سازوکارهای روشنی برای پاسخگویی داشته باشد.
چارچوب پیشگیری از تروریسم بریکس باید بر اساس برنامه اقدام مبارزه با تروریسم فعلی و مطابق با کار گروه کاری مبارزه با تروریسم بریکس باشد . این چارچوب باید بر پنج رکن استوار باشد.
ول، ایجاد یک پایگاه داده تهدید مشترک شامل سازمانهای تروریستی، تأمینکنندگان مالی، استخدامکنندگان، پلتفرمها و الگوهای سفر.
دوم، ایجاد یک مکانیسم اختلال مالی بریکس برای نظارت بر حواله ، تجارت مواد مخدر و همچنین شرکتهای صوری، بازارهای غیرقانونی و تأمین مالی تروریسم مبتنی بر داراییهای دیجیتال.
سوم، ایجاد یک پیمان دیجیتال ضد افراطگرایی برای مقابله با تبلیغات افراطی ، محتوای نفرتپراکن تولید شده توسط هوش مصنوعی و جعل عمیق و همچنین استخدام رمزگذاری شده.
چهارم، ایجاد یک پروتکل همکاری مرزی و تحرک بر اساس استفاده از سیستمهای اطلاعات مسافر، سیستمهای تأیید بیومتریک (در صورت امکان) و پروفایل ریسک مطابق با الزامات حمایت قانونی.
پنجم، ایجاد یک مرکز پیشگیری از تروریسم بریکس برای اطلاعرسانی در مورد تحقیقات، آموزش، برنامهریزی سناریو و به اشتراکگذاری بهترین شیوهها در مورد پیشگیری از تروریسم.
در نتیجه، کشورهای عضو بریکس به شدت به چارچوبی نیاز دارند که مبتنی بر نیاز، مبتنی بر شایستگی، به موقع و سازگار باشد تا از تأمین مالی تروریسم جلوگیری و آن را مختل کند و سازوکارهای روشنی برای پاسخگویی داشته باشد.
این چارچوب پیشنهادی قطعاً جدید نیست و بر اساس ابتکارات موجود بریکس بنا شده است. گروه کاری بریکس در زمینه مبارزه با تروریسم پیش از این به مسائلی مانند افراطگراییزدایی، سوءاستفاده از اینترنت و تأمین مالی تروریسم پرداخته است؛ این گروه حتی در جهت ظرفیتسازی نیز فعالیت میکند. اکنون وظیفه این است که از گفتگوهای پراکنده در گروههای کاری به یک معماری پیشگیری یکپارچه حرکت کنیم. بریکس باید نزدیکی سیاسی را به ظرفیت نهادی تبدیل کند.
این دستور کار ذاتاً برای هند اهمیت دارد. هند همواره استدلال کرده است که چیزی به نام تروریسم «خوب» یا «بد» وجود ندارد. هیچ سیاست، ایدئولوژی، مذهب یا مصلحت راهبردی نمیتواند تروریسم را توجیه کند. همچنین نمیتوان از حاکمیت به عنوان سپری برای پناهگاههای امن، شبکههای تأمین مالی یا خشونت نیابتی استفاده کرد.
کشورهای جنوب جهان به مجمع دیگری که تروریسم را پس از وقوع فاجعه محکوم کند، نیازی ندارند. بریکس میتواند این سازوکار را ارائه دهد، اما تنها در صورتی که از لفاظی به آمادگی، از واکنش به پیشگیری و از همکاری در اصول به هماهنگی در عمل ارتقا یابد.
منبع: بنیاد تحقیقاتی آبزرور