یکشنبه 10 خرداد 1405   21:17:56
نام ارسال کننده :
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
اخبار بین الملل
شنبه، 9 خرداد 1405 | 07:58:44

مسئله‌ای که فقط ایرانی نیست: فرار از مالیات در آمریکا

اخیراً به‌طور اتفاقی شنونده گفت‌وگوی جالبی در یک مهمانی شام بودم. زنی و شریک زندگی‌اش که مدیر یک صندوق سرمایه‌گذاری خصوصی است و در دو شهر متفاوت زندگی می‌کنند، درباره زمانی صحبت می‌کردند که برای رفت‌وآمد و دیدن یکدیگر صرف می‌کنند. زن در نیویورک زندگی می‌کند و مرد به‌دلیل کار در یکی از شهرهای جنوبی آمریکا مستقر است. وقتی مرد از این گفت که چقدر از اقامت در آپارتمانشان در منهتن لذت می‌برد، به او پیشنهاد کردم که چرا خانه بزرگ‌تری نمی‌خرند و تمام‌وقت در نیویورک کنار هم زندگی نمی‌کنند.

پاسخش این بود: «اوه، نمی‌توانم چنین کاری کنم. در آن صورت باید مالیات خیلی بیشتری بدهم.»

شاید مرا یک رمانتیک ناامید بنامید، اما این طرز فکر هم مرا ناراحت کرد و هم خشمگین. اینکه یک فرد فوق‌ثروتمند (یا هر فرد دیگری) نرخ مالیات را بر ملاحظات شخصی مهمی مانند زندگی مشترک با شریک عاطفی خود ترجیح دهد، برایم غم‌انگیز است. با این حال، این نخستین باری نیست که درباره چنین شکل افراطی‌ای از بهینه‌سازی مالیاتی در میان نخبگان آمریکایی می‌شنوم.

روزی در مهمانی‌ای در همپتونز بودم که یکی از حامیان مالی بسیار ثروتمند حزب دموکرات به من گفت هزینه‌های درمان و تحصیل فرزندان و حتی نوه‌هایش را خودش پرداخت می‌کند، چون این کار از نظر مالیاتی به نفع اوست؛ زیرا چنین پرداخت‌هایی از مالیات فدرال هدیه معاف هستند.

از او پرسیدم: «واقعاً؟ ترجیح می‌دهی فرزندان بالغت را وابسته نگه داری تا اینکه پول بیشتری به دولت بدهی؟» و این در حالی بود که دولت وقت، دولت بایدن بود؛ یعنی دولتی که خودش از حامیان آن محسوب می‌شد.

او با ناباوری به من نگاه کرد و گفت: «خب، از نظر برنامه‌ریزی مالیاتی کار دیگری منطقی نیست.»

این تصور که مالیات چیزی است که باید حجم نامتناسبی از زمان، پول و انرژی ذهنی خود را صرف فرار از آن کنیم، در میان آمریکایی‌های ثروتمند کاملاً رایج است. کل نظام مالیاتی آمریکا که فقط قوانین فدرال آن نزدیک به هفت هزار صفحه است (و اگر همه مقررات و تبصره‌ها را حساب کنید به حدود هفتاد هزار صفحه می‌رسد)، مجموعه‌ای از روزنه‌ها و معافیت‌هایی است که ثروتمندانِ برخوردار از وکلای کارکشته می‌توانند از آنها بهره‌برداری کنند.

شرکت‌ها و افراد ثروتمند سال‌ها برای شکل‌گیری چنین نظامی لابی کرده‌اند و با تمام توان می‌کوشند حتی یک سنت بیشتر به دولت نپردازند.

رئیس‌جمهور فعلی نمونه کامل فرار مالیاتی است. در مناظره سال ۲۰۱۶، زمانی که رقیبش، هیلاری کلینتون، اشاره کرد که ممکن است او هیچ مالیات فدرال بر درآمدی پرداخت نکرده باشد، دونالد ترامپ پاسخ داد: «این یعنی من باهوشم.»

هفته گذشته نیز ترامپ، پسران بزرگش و سازمان ترامپ در ازای متوقف کردن شکایت ۱۰ میلیارد دلاری خود علیه اداره مالیات آمریکا، با وزارت دادگستری به توافقی رسیدند که آنها را از هرگونه ادعا یا حسابرسی مرتبط با پرونده‌های موجود مصون می‌کند. نمونه‌ای آشکار از نزدیکی به قدرت و بهره‌مندی از امتیازات آن.

اما نکته اصلی این است که ترامپ صرفاً نشانه‌ای از یک روند گسترده‌تر است. شمار زیادی از آمریکایی‌ها مالیات را فقط یک بار اضافی می‌بینند، نه یک مسئولیت مدنی؛ بهایی که برای زندگی در یک جمهوری مبتنی بر حاکمیت قانون می‌پردازیم. همان قانونی که دادگاه‌هایش از ثروت و مالکیت ما محافظت می‌کنند، مدارس دولتی‌اش شهروندان را آموزش می‌دهند، جاده‌هایی برای رفت‌وآمد فراهم می‌کند و نیروی پلیسی دارد که تضمین می‌کند سالم به خانه برسیم، نه اینکه در خیابان مورد حمله قرار بگیریم یا گروگان راهزنان شویم.

همان‌طور که الیور وندل هولمز، قاضی مشهور دیوان عالی آمریکا، گفته بود؛ جمله‌ای که امروز بر سردر یکی از ورودی‌های ساختمان اداره مالیات آمریکا در واشنگتن حک شده است: «مالیات بهایی است که برای داشتن یک جامعه متمدن می‌پردازیم.»

اما آیا هنوز در آمریکا در چنین جامعه‌ای زندگی می‌کنیم؟ گاهی چنین به نظر نمی‌رسد.

برادران فناوری (Tech Bros) که ثروت خود را بر پایه زیرساخت‌هایی بنا کرده‌اند که با سرمایه عمومی و حمایت دولت شکل گرفته‌اند، مانند اینترنت، امروز از مالیات ۱۰ درصدی ایالت واشنگتن برای افرادی که بیش از یک میلیون دلار در سال درآمد دارند شکایت می‌کنند. آنها حتی با مالیات بر میلیاردرها در کالیفرنیا نیز مخالفت می‌کنند؛ مالیاتی که تنها حدود ۲۰۰ نفر از ثروتمندترین ساکنان آن ایالت را در بر می‌گیرد.

چهره‌های وال‌استریت مانند دن لوب نیز شهردار نیویورک، زهران ممدانی، را متهم می‌کنند که «جنگ طبقاتی به راه انداخته است»، صرفاً به این دلیل که او می‌خواهد برای خانه‌های دوم با ارزشی بیش از پنج میلیون دلار، عوارضی پلکانی وضع کند تا به متعادل‌سازی بودجه شهر کمک شود.

این میزان کوته‌بینی برای مردم عادی حیرت‌آور است.

چگونه به این نقطه رسیدیم؟
پاسخ کوتاه این است که از دهه ۱۹۸۰ به این سو، جمهوری‌خواهان مالیات ثروتمندان و شرکت‌ها را کاهش داده‌اند. نتیجه این سیاست‌ها انفجار کسری بودجه بوده است.

شرکت‌ها و ثروتمندان، پس از بهره‌مند شدن از این کاهش‌های مالیاتی، که بخش عمده آن به‌جای ورود به اقتصاد واقعی، در چرخه خریدوفروش دارایی‌های موجود در بازارهای مالی گردش می‌کند، سپس از کسری بودجه شکایت می‌کنند.

آنها با ابراز نگرانی درباره هزینه‌های به‌اصطلاح غیرقابل‌تحمل دولت، خواستار کاهش مزایایی مانند تأمین اجتماعی و مدیکر می‌شوند و می‌گویند پولی برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت، آموزش یا بهداشت وجود ندارد.

این موضع زمانی زننده‌تر به نظر می‌رسد که بدانیم آمریکا از بسیاری از کشورهای اروپایی که دارای نظام سلامت همگانی هستند، ثروتمندتر است.

دموکرات‌ها در پاسخ، از این مزایای پایه دفاع می‌کنند، اما در سایر حوزه‌ها ناچار می‌شوند ریاضت مالی را بپذیرند. طبیعی است که چنین رویکردی به رشد اقتصادی چشمگیری منجر نشود.

در نتیجه، بخشی از رأی‌دهندگان دموکرات که از این وضعیت ناامید شده‌اند، به جمهوری‌خواهان رأی می‌دهند؛ حتی به افرادی مانند ترامپ که وعده رشد اقتصادی می‌دهند. سپس این چرخه دوباره تکرار می‌شود.

هر بار، پردرآمدترین اقشار جامعه مالیات کمتری می‌پردازند، به‌ویژه بر درآمدهای ناشی از سرمایه؛ بدهی عمومی افزایش می‌یابد و شکاف سرمایه‌گذاری عمیق‌تر می‌شود.

چه چیزی می‌تواند این روند را تغییر دهد؟
ثروتمندان و حتی طبقات بالای متوسط، چه به جمهوری‌خواهان رأی بدهند و چه به دموکرات‌ها، انگیزه چندانی برای اصلاح این وضعیت ندارند.

به احتمال زیاد، برای بازسازی نظام موجود به ائتلافی سیاسی میان فقرا و طبقه متوسط شاغل نیاز است؛ ایده‌ای که نسل جدیدی از سیاستمداران مترقی وعده آن را می‌دهند.

بله، ثروتمندان باید اندکی بیشتر مالیات بپردازند.

اما اگر به این شیفتگی بیمارگونه نسبت به کاهش مالیات پایان ندهیم، هزینه نهایی آن ممکن است خودِ جمهوری آمریکا باشد.

* رعنا فروهر، یادداشت نویس فایننشال تایمز، نویسنده و دستیار مدیرمسئول تایم
کلمات کلیدی : فرار از مالیاتمالیات آمریکامالیات ترامپمالیات ثروتمندان
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
متنی که در تصویر می بینید عینا تایپ نمایید
نظر
نسخه قابل چاپ