کارتلـی که از مزارع آووکادو و تجارت آزاد تا متآمفتامین، فنتانیل و بازار املاک، میلیاردها دلار پول کثیف را تطهیر کرد و با مرگ معمار مالیاش، مکزیک را وارد موجی تازه از آشوب و تسویهحسابهای خونین کرد.
رسانه اسپانیایی این ویزیبلز (In.visibles) به نحوه شکل گیری این باند خطرناک بین المللی پرداخته است.
بنا به این گزارش، نسل جدید کارتل خالیسکو یکی از خشنترین گروههای تبهکاری در مکزیک و جهان است. اما همیشه اینطور نبوده است.
در این اولین بخش از یک مجموعه سه قسمتی، کریس دالبی، نویسنده کتاب «CJNG - راهنمای سریع مرگبارترین کارتل مکزیک»، بررسی میکند که چگونه یک خانواده از کشاورزان ثروتمند آووکادو به یک سندیکای جنایتکار بیرحم تبدیل شدند.
ویژگیها
یک خاندان ثروتمند، آووکادو، رهبری که خود را «مارادونا» مینامید، کلی کوکائین، اتحادهای استراتژیک، روابط عاشقانه جنجالی، متآمفتامین و یک شبکه تجاری پیچیده.
داستان کارتل خالیسکو نوئوا جنراسیون، یکی از نیروهای مسلط و خشن که فضای جنایی مکزیک را کنترل میکند، همه چیز را در خود جای داده است.
اما CJNG همیشه تا این حد خشونتآمیز نبود.
ظهور خانواده والنسیا با موفقیت آنها در صنعت آووکادو در ایالت میچوآکان در بیشتر قرن بیستم آغاز شد. آنها با مزارع گسترده در اطراف شهرهایی مانند آگویلیا و اروپان، از زمینهای حاصلخیز و موقعیت استراتژیک منطقه که دسترسی به مکزیکوسیتی، بنادر اقیانوس آرام و بزرگراههای منتهی به شمال را فراهم میکرد، بهره بردند. با این حال، والنسیاها علاوه بر تجارت قانونی آووکادو، از اوایل دهه 1950 به بازارهای غیرقانونی گسترش یافتند و در مزارع خود ماری جوانا و خشخاش کاشتند. آنها به تدریج به عنوان تأمینکنندگان قابل اعتماد این محصولات برای گروههای جنایتکار بزرگتر، در شمال، به ویژه در ایالت سینالوآ، شناخته شدند و به طور فزایندهای ثروتمند شدند. با این حال، قوانین واردات ایالات متحده مانع از گسترش آنها از مرز شد. در دهه 1990، دو رویداد مهم به نفع آنها بود. اولاً، ایالات متحده، مکزیک و کانادا توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (NAFTA) را امضا کردند که به آووکادوهای مکزیکی اجازه میداد بدون هیچ مانعی به ایالات متحده صادر شوند. دوم اینکه، پابلو اسکوبار و کارتل بدنام مدلین او در کلمبیا برای دریافت محمولههای کوکائین و قاچاق آنها به ایالات متحده به یک رابط جدید نیاز داشتند. والنسیا انتخاب شد.
خانواده والنسیا از طریق کنترل مسیرهای استراتژیک مواد مخدر در امتداد سواحل اقیانوس آرام مکزیک و به ویژه دسترسی آنها به بندر کلیدی لازارو کاردناس، به بازیگران اصلی تجارت بینالمللی کوکائین تبدیل شدند. طبق گزارشها، در اواخر دهه ۱۹۹۰، آنها ماهانه تا ۳۰ تن کوکائین را جابجا میکردند و محمولهها را از کلمبیا به ایالات متحده منتقل میکردند. این خانواده به یکی از بانفوذترین گروههای تبهکار در مکزیک تبدیل شده بودند. آنها به نام جدیدی نیاز داشتند. سال ۲۰۰۰ در راه بود و رهبر آنها در آن زمان، آرماندو والنسیا کورنلیو، ملقب به «مارادونا»، نام «کارتل میلنیو» را برای خود انتخاب کرد.
والنسیاها هرگز با دشمنی به وحشیگری زتاها روبرو نشده بودند. تا اواخر سال ۲۰۰۳، صدها نفر کشته شده بودند. بدتر از آن، مارادونا در یک عملیات نظامی دستگیر شد.
زتاها و تبعید به خالیسکو
مارادونا شخصیتی کاریزماتیک بود و به سرعت در سراسر مکزیک به دنبال اتحادهایی برای رسیدن ماریجوانا، هروئین و کوکائین به مرز ایالات متحده بود. برای انجام این کار، او به یکی از همکاران میلنیو، کارلوس روزالس مندوزا، اعتماد کرد تا با کارتل خلیج، یکی دیگر از قبایل قدرتمند که بخش زیادی از مرز مکزیک با تگزاس را کنترل میکرد، ارتباط برقرار کند. در ابتدا، این کار معجزهآسا بود. روزالس واسطهای ایدهآل بود. او با رئیس کارتل خلیج، اوزیل کاردناس گویلن، دوست صمیمی شد. او همچنین عاشق اینس اوسگوئرا، پسر عموی نمسیو اوسگوئرا سروانتس، ستوان ارشد کارتل میلنیو، شد. اما این رابطه دوام زیادی نداشت. اینس خود با مارادونا رابطهای عاشقانه برقرار کرد.
روزالس، که غرق در حسادت و خشم بود، سوگند انتقام از والنسیا خورد و این آغاز یک مبارزه مرگبار بود. روزالس با حمایت کارتل خلیج، علیه کارتل میلنیو قیام کرد و به هر کسی که بتواند یکی از اعضای خانواده والنسیا، از جمله سگهایشان را بکشد، جایزه داد. این درگیری به سرعت در سال ۲۰۰۲ تشدید شد، زمانی که کاردناس گویلن، تیم ضربت نخبه خود ، زتاها، را برای عملیات والنسیا در میچوآکان به کار گرفت.
والنسیاها هرگز با دشمنی به بیرحمی زتاها روبرو نشده بودند. تا اواخر سال ۲۰۰۳، صدها نفر کشته شده بودند. بدتر از آن، مارادونا در یک عملیات نظامی دستگیر شد. بقایای کارتل میلنیو به تبعید رفتند و به شمال ایالت خالیسکو گریختند و موافقت کردند که برای خواکین «ال چاپو» گوزمن و کارتل سینالوآ او، که در حال حاضر بزرگترین گروه جنایتکار در مکزیک است، کار کنند.
پرواز به جالیسکو و ماتازتاها
پس از عقبنشینی به خالیسکو، والنسیاها به شدت به اتحاد خود با کارتل سینالوآ تکیه کردند. ال چاپو آنها را تحت رهبری عموی همسرش، ایگناسیو «ناچو» کورونل، اپراتور کلیدی کارتل سینالوآ در گوادالاخارا، پایتخت ایالت، قرار داد. کورونل، که به خاطر تخصصش در زمینه متآمفتامین شناخته میشد، در حفظ کارتل میلنیو نقش مهمی داشت. راهنماییهای او به والنسیاها اجازه داد تا به تولید مواد مخدر مصنوعی و پولشویی ادامه دهند، مهارتهایی که برای عملیات کارتل سینالوآ حیاتی بودند. والنسیاها دشمنی خونین خود با زتاها، دشمنی که با حامیان جدیدشان داشتند، را فراموش نکردند. این امر باعث ایجاد ماتازتاها (قاتلان زتا)، یک نیروی ضربت متشکل از اعضای میلنیو و سینالوآ، شد. ماتازتاها به خاطر مبارزات بیرحمانه خود علیه زتاها و کشتن دهها نفر از اعضای ادعایی در یک زمان، بدنام بودند. خانواده والنسیا، تحت هدایت کورونل، به کارتل سینالوآ کمک کردند تا مسیرهای استراتژیک مواد مخدر و واردات پیشسازهای شیمیایی را تضمین کند و موقعیت خود را در تجارت پرسود متآمفتامین مکزیک تقویت کند.
با این حال، توازن شکننده قدرت در سال ۲۰۱۰ شروع به از هم پاشیدن کرد. ابتدا، کارتل میلنیو با دستگیری اسکار اورلاندو و خوان ناوا والنسیا، معروف به «ال لوبو» و «ال تایگر»، دو رهبر کلیدی که اتحاد کارتل را حفظ میکردند، ضربه بزرگی خورد. دستگیری آنها خلاء قدرتی را در درون سازمان ایجاد کرد، همانطور که ایگناسیو کورونل، نیروی تثبیتکننده حیاتی، در تیراندازی خشونتآمیز با تفنگداران دریایی مکزیک در ژوئیه ۲۰۱۰ کشته شد.
با مرگ کورونل و دستگیری رهبران ارشد آن، کارتل میلنیو شروع به فروپاشی کرد. این خلاء فرصتی برای نمسیو اوسگوئرا سروانتس، ملقب به «منچو»، ایجاد کرد تا ظهور کند. منچو اولین رهبری بود که نامش والنسیا نبود، اگرچه همسر و بهترین دوستانش هر دو عضو این خانواده بودند.
منچو از این هرج و مرج نهایت استفاده را برد و زمینه را برای ایجاد نسل جدید کارتل جالیسکو (CJNG) فراهم کرد.
منچو استراتژی جدیدی را آغاز کرد و بر مواد مخدر مصنوعی، به ویژه متآمفتامین، به عنوان ستون فقرات درآمد CJNG تمرکز کرد، اما به فرماندهان محلی نیز اجازه داد تا هر سودی را که میتوانند به صورت محلی به دست آورند. سیزده سال گذشته است و کنترل او بلامنازع است. اگرچه منچو سالهاست که در ملاء عام ظاهر نشده و منجر به گمانهزنیهایی در مورد مرگ او شده است، اما این گروه همچنان به او وفادار است. روش کار او استفاده از خشونت به عنوان ابزاری مداوم برای سرکوب و به حداکثر رساندن سود است.
در طول دهه بعد، منچو CJNG را در مسیری هدایت کرد که از هر اقتصاد جنایی ممکن بهرهبرداری کند و با هر گروهی که در مقابل آنها بایستد، مبارزه کند. تا اوایل سال ۲۰۲۴، World of Crime دریافت که CJNG درگیر درگیری با حداقل ۱۳ گروه جنایی متوسط تا بزرگ در سراسر مکزیک است و با بسیاری از باندهای کوچکتر نیز درگیر است. چرا این سطح از خشونت؟ برای محافظت از یکی از متنوعترین و پیچیدهترین امپراتوریهای جنایی ساخته شده در کشور.
در اینجا خلاصهای از اقتصادهای مجرمانه اصلی که CJNG طی بیش از یک دهه توسعه داده است، آورده شده است:
متآمفتامین
متآمفتامین در هسته امپراتوری جنایی CJNG ، چه در مکزیک و چه در ایالات متحده، قرار دارد. ریشههای عمیق این کارتل در تولید مت به اوایل دهه ۲۰۰۰ برمیگردد، زمانی که کارتل کولیما پایه و اساس تولید مت را در غرب مکزیک بنا نهاد. هنگامی که کارتل کولیما فروپاشید، CJNG این خلا را پر کرد و به سرعت تولید مت را گسترش داد، عمدتاً در خالیسکو و میچوآکان، جایی که آنها میتوانستند از نزدیکی به بنادر اقیانوس آرام مانند مانزانیلو و لازارو کاردناس برای واردات پیشسازهای شیمیایی از چین استفاده کنند.
استراتژی CJNG بر تبدیل تولید متآمفتامین به یک فرآیند جامعهمحور متمرکز بود و به گروههای محلی کوچکتر اجازه میداد تا آزمایشگاههای متآمفتامین را اداره کرده و این ماده مخدر را به کارتل بفروشند. این رویکرد غیرمتمرکز به CJNG اجازه داد تا بر تولید متآمفتامین تسلط یابد و بیش از 50٪ از آزمایشگاههای متآمفتامین کشفشده در مکزیک را بین سالهای 2006 تا 2018 کنترل کند. تا سال 2021، کشفیات متآمفتامین در مرز مکزیک و کالیفرنیا 300٪ افزایش یافته بود که CJNG در بخش عمدهای از عرضه آن نقش داشت. تخصص کارتل در تولید متآمفتامین با خلوص بالا، تسلط آن را در بازار بیش از پیش تثبیت کرد. تا سال 2012، خلوص متآمفتامین مکزیکی به 93٪ رسیده بود که این رقم تنها پنج سال قبل 38٪ بود. این کارایی بیسابقه، CJNG را تقریباً به انحصار تولید متآمفتامین درآورد.
فنتانیل
تجارت فنتانیل به سرعت به یکی دیگر از اجزای حیاتی امپراتوری مالی CJNG تبدیل شده است. CJNG که در ابتدا از کارتلهای دیگری مانند کارتل سینالوآ عقب مانده بود، به سرعت به تولید فنتانیل روی آورد، زیرا تقاضا برای مواد افیونی مصنوعی از سال ۲۰۱۶ به بعد در ایالات متحده افزایش یافت. این کارتل از زیرساختهای تولید متآمفتامین و دسترسی به بنادر برای تأمین پیشسازهای فنتانیل از چین استفاده کرد و خود را به عنوان یک بازیگر کلیدی در این بازار مرگبار تثبیت کرد. فنتانیل نه تنها به طور مستقیم قاچاق میشود، بلکه به قرصهای تجویزی جعلی نیز تبدیل شده و با سایر مواد افیونی مخلوط میشود، تاکتیکی که هم تقاضا و هم میزان مرگ و میر را افزایش داده است.
جذابیت فنتانیل در قدرت آن نهفته است. یک کیلوگرم فنتانیل که بین ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ دلار قیمت دارد، میتواند به ۱۶ تا ۲۴ کیلوگرم محصول دارویی تبدیل شود که ارزش خیابانی آن به بیش از ۱.۳ میلیون دلار میرسد. تخصص CJNG در تولید مواد مخدر مصنوعی، همراه با مسیرهای قاچاق تثبیتشدهاش، آن را در موقعیتی قرار داده است که کارتل سینالوآ را برای تسلط بر بازار فنتانیل ایالات متحده به چالش بکشد.
کوکائین
اگرچه CJNG در کشت کوکائین دخیل نیست، اما این کارتل خود را به عنوان یک قاچاقچی قدرتمند این ماده مخدر تثبیت کرده است. دخالت این کارتل در تجارت کوکائین به روزهای اولیه کارتل میلنیو برمیگردد که با گروههای کلمبیایی مانند کارتل مدلین همکاریهایی را آغاز کرد. CJNG به تقویت این روابط ادامه داده و اکنون با گروههای کلمبیایی مانند خلیج فارس و ارتش آزادیبخش ملی (ELN) و همچنین گروههای اکوادوری مانند لوبوس همکاری نزدیکی دارد.
CJNG به طور فزایندهای به قاچاق مهاجران به عنوان منبع درآمد دیگری روی آورده است و از موقعیت مکزیک بین آمریکای مرکزی و ایالات متحده و ناامیدی مردمی که از خشونت و فقر فرار میکنند، سوءاستفاده میکند.
دزدی نفت (هواچیکولئو)
سرقت نفت که در مکزیک با نام هواچیکولئو شناخته میشود، در سالهای اخیر به یک اقتصاد جنایی کلیدی برای CJNG تبدیل شده است. این کارتل از سیستم گسترده خطوط لوله نفت مکزیک سوءاستفاده کرده، سوختی به ارزش میلیونها دلار را به سرقت برده و در بازار سیاه فروخته است. CJNG یک شبکه گسترده سرقت سوخت، به ویژه در اطراف ایالتهای وراکروز، پوئبلا و گواناخواتو، جایی که خطوط لوله به راحتی در دسترس هستند، ایجاد کرده است. این تجارت غیرقانونی نه تنها مکزیک را از درآمد قابل توجه دولت محروم میکند، بلکه عملیات جنایی گستردهتر CJNG را نیز تأمین مالی میکند.
وزارت خزانهداری ایالات متحده افراد و نهادهای مرتبط با CJNG را که در سرقت سوخت دست دارند، تحریم کرده و خاطرنشان کرده است که این کارتل سالانه دهها میلیون دلار از این تجارت غیرقانونی درآمد کسب میکند.
قاچاق مهاجر
CJNG به طور فزایندهای به قاچاق مهاجران به عنوان منبع درآمد دیگری روی آورده است. این کارتل با سوءاستفاده از موقعیت مکزیک بین آمریکای مرکزی و ایالات متحده و ناامیدی مردمی که از خشونت و فقر فرار میکنند، خود را در مسیرهای کلیدی مهاجرت، به ویژه در چیاپاس، جایی که جریان مهاجران از گواتمالا به مکزیک را کنترل میکند، مستقر کرده است. مهاجرانی که به دنبال رسیدن به ایالات متحده هستند، اغلب هزینههای قابل توجهی را به مأموران CJNG برای عبور ایمن از سرزمینهای تحت کنترل کارتل پرداخت میکنند.
قاچاق مهاجران همچنین به عنوان فرصتی دیگر برای استثمار انسان عمل میکند. گزارشها حاکی از آن است که CJNG اغلب مهاجران را به زور برای کارتل، به عنوان قاچاقچی مواد مخدر، کارگر یدی و حتی به عنوان مرد مسلح استخدام میکند.
اخاذی و پولشویی
CJNG همچنین فراتر از قاچاق مواد مخدر ، با بهرهبرداری از اقتصادهای جنایی جایگزین برای تقویت پایه مالی خود، فعالیتهای خود را متنوع کرده است. اخاذی یک جریان درآمد کلیدی است، به ویژه در مناطقی که این کارتل کنترل کامل را در دست دارد. از مشاغل محلی گرفته تا شرکتهای چندملیتی فعال در مکزیک، CJNG تلاشهای اخاذی خود را سیستماتیک کرده، هزینههای حفاظتی درخواست میکند و حتی بر زنجیرههای تأمین صنایع بزرگ کنترل اقتصادی اعمال میکند. ربودن کامیونهای باری در سراسر مکزیک افزایش یافته است، اما بیشتر در ایالتهای تحت کنترل CJNG مانند جالیسکو.
پولشویی یکی دیگر از ارکان ساختار مالی این کارتل است. CJNG خود را در صنایع قانونی مانند ساخت و ساز و املاک و مستغلات جای داده است و از این صنایع به عنوان ابزاری برای تطهیر درآمدهای غیرقانونی خود استفاده میکند. بسیاری از این عملیات پولشویی در غرب مکزیک، نزدیک به مراکز تولید متآمفتامین کارتل، انجام میشود و جریان ثابتی از وجوه را تضمین میکند.
کلمات کلیدی :
پولشوییال منچوکارتل مواد مخدرمواد مخدر مصنوعیقاچاق مهاجر