این مهم، در مدت کوتاه حکومت علوى، دوچندان بوده است و بارها در نهجالبلاغه، بهویژه در نامههای آن حضرت به والیان مناطق، این حساسیت، به چشم میخورد.
على علیهالسلام نظارت بر بیتالمال را، از وظایف اصلى و اساسى حاکم اسلامى میداند. از این رو، دخلوخرج بیتالمال را، مستقیماً، تحت نظارت خویش قرار داد و با متخلِّفان از احکام اسلامى، برخورد شدید کرد و از آنان، درباره نحوه جمعآوری و چگونگى خرج و هزینه بیتالمال، پرسید و از کوچکترین تخلّفشان چشم نپوشید و در مواردى متخلَّف را عزل میکرد.
در این بخش، به پارهای از مطالب نهجالبلاغه دراینباره، اشاره میشود.
1 ـ حسابرسى از کارگزاران
1/1 ـ در نامه چهلم، خطاب به برخى از کارگزاران مینویسد:
بلغنى أنَّکَ جَرَّدْتَ الأرضَ فَأخَذْتَ ما تحت قَدَمَیْکَ و أکلتَ ما تحت یَدَیْکَ! فَارْفَعْ إلَىَّ حسابکَ! وَ اعْلَمْ أنَّ حِسابَ اللهِ أعظمُ من حسابِ الناس؛
به من خبر رسیده که کشت زمینها را برداشته و آنچه را که میتوانستی، گرفته و آنچه در اختیار داشتى، به خیانت خوردهای! پس هرچه زودتر، حساب اموالت را براى من بفرست! و بدان که حسابرسى خداوند، از حسابرسى مردم، سختتر است.
2/1 ـ توبیخ پسر اشعث
على علیهالسلام در نامه پنجم، خطاب به اشعث پسر قیس، ضمن بیان پارهای از مباحث حکومتى و اهمیت و جایگاه و مسؤولیت در برخورد با بیتالمال، مینویسد:
و فی یدیکَ مالٌ من مالِ الله، عزّ و جلّ، و أنت فی خُزّانِهِ حتّى تَسَلِّمَهُ إلیَّ و لعلى ألّا أکونَ شَرَّ وُلاتک لک؛
پیش تو، مالهایى از ثروتهای خدا بزرگ، هست و تو، خزانهدار آنها هستى، تا به من بسپارى. امیدوارم براى تو، بدترین زمامدار نباشم.
ابن ابى الحدید، مینویسد، پس از اینکه نامه، به دست اشعث میرسد، ناراحت میشود و در میان مردم سخنرانى میکند و میگوید: «مرا، عثمان، فرماندار آذربایجان کرده و از على، همانگونه که از عثمان پیروى میکردم، پیروى خواهم کرد ...».
دستآخر، اشعث، به کوفه آمد و خود را تسلیم مولا على علیهالسلام کرد.
لازم به یادآورى است که اشعث بن قیس، پیش از خلافت امام على علیهالسلام از سوى عثمان، فرماندار آذربایجان شده بود.
آیتالله حسنزاده، در ذیل این خطبه، از ابوالفرج، چنین گزارش میکند:
اشعث، چون وارد بر مولا على علیهالسلام میشود، شروع به سخن میکند، ولى امام على علیهالسلام با او، برخورد شدید میکند. اشعث، عکسالعمل نشان میدهد و با کنایه، حضرت را تهدید میکند. مولا على علیهالسلام در مقابل، میگوید: «آیا مرا از مرگ میترسانی و یا به مرگ تهدید میکنی؟ به خدا سوگند! باکى ندارم مرگ سراغ من بیاید و یا من به استقبال مرگ بروم!».
ابن ابى الحدید، درباره نفاق و فساد اشعث مینویسد:
اشعث، در عصر حکومت امام على، از منافقان و دشمنان بود، همانگونه که عبدالله بن اُبَىّ در عصر رسول خدا، از منافقان و دشمنان بود.
هرگونه فساد و نگرانى که در حکومت مولا على پدید میآمد، ریشهاش از سوى اشعث بود.
3/1 ـ توبیخ مصقله
على علیهالسلام در نامه چهل و سوم که بر اساس گزارشى رسیده از مصقلة بن هبیرة شیبانى ـ کارگزار آن حضرت در منطقه اردشیر خُرة (فیروزآباد فارس) ـ صادر شده، او را بر رعایت نکردن عدالت، توبیخ میکند و مینویسد:
بَلَغَنی عنک أمرٌ، إنْ کنتَ فَعَلْتَهُ فقد أسْخَطْتَ إلهک و عَصَیْتَ امامَک: أنَّکَ تَقْسِمُ فَی ءْ المسلمینَ الذی حازَتْهُ رِماحُهُم و خُیُولُهم و أُریقَتْ علیه دِماؤُهُم فی مَنِ اعْتامَکَ من أعراب قَوْمِک! فو الذى فَلَقَ الحبَّةَ و بَرَأ النسمة! لئن کان ذالک حَقّاً، لتَجِدَنَّ لَک عَلَىَّ هَواناً و لَتَخَفِنَّ عندی میزاناً. فلا تَسْتَهِنْ بِحقِّ ربِّکَ و لا تُصْلِحْ دُنیاکَ بِمُحْقِ دینکَ، فتکونَ من الأخسرین أعمالاً؛
درباره تو، به من، گزارشى دادهاند که اگر چنان کرده باشى، خداى خود را به خشم آوردهای و امام خویش را نافرمانى کردهای. خبر رسید که تو، غنیمت (بیتالمال) مسلمانان را ـ که نیزهها و اسبهایشان، گرد آورده و با ریخته شدن خونهایشان، بهدستآمده ـ به عربهایی که خویشاوندان تو هستند و تو را گزیدهاند، پخش میکنی! به خدایى که دانه را شکافت و پدیدهها را آفرید! اگر این گزارش، درست باشد، در نزد من، خوار، و منزلت تو، سبک گردیده است. پس حقِّ پروردگارت را، لبیک شمار و دنیاى خود را با نابودى دین، آباد مکن که زیانکارترین انسانى.
آیتالله حسنزاده، در ذیل این خطبه مینویسد:
مصقلة بن هبیرة، از بزرگان «نجد» و از قبیله «بنى شیبان» بوده است. علت توبیخ و سرزنش مولا على علیهالسلام عبارت است از اینکه مصقله، بخشى از بیتالمال را، میان اقوام خویش تقسیم کرده، بى آنکه از امام على علیهالسلام اجازه بگیرد به این نیّت که این تقسیم، از سهمیه آنان از بیتالمال، به شمار میآید.
افزون بر این، مصقله، عدهای از جنگجویان علیه مسلمانان را ـ که در منطقه اهواز، اسیر شده بودند ـ با هزار درهم، از بیتالمال، میخرد و آنان را آزاد میکند، ولى پول بیتالمال را، نمیپردازد. امام على علیهالسلام بهمحض خبردار شدن، او را احضار میکند و ضمن قسطبندی بدهى، او را مجبور میکند بر پرداخت ...
2 ـ نظارت بر بیتالمال
در خطبه صد و نوزده درباره وظایف و مسؤولیتهای حاکم اسلامی، مطالبى بیان شده، از جمله اینکه نباید جمعآوری بیتالمال مسلمانان را، به دیگران واگذار کرد، بهگونهای که حاکم، اطلاع و نظارتى بر آن نداشته باشد؛
و لا ینبغی لی أنْ أدَعَ الجُنْدَ و المصر و بیتالمال و جبایَةَ الأرضِ و القضا بین المسلمین و النظرِ فی حقوق المطالبین، ثم أخْرُج فی کتیبَةٍ أتْبَعُ أُخرى أتَقَلَقلُ تَقَلْقُلَ القِدْحِ فی الجفیرِ الفارغ؛
و براى من، سزاوار نیست که لشکر و شهر و بیتالمال و جمعآوری خراج و قضاوت میان مسلمانان و گرفتن حقوق درخواستکنندگان را، رها سازم، آنگاه با دستهای، بیرون روم و به دنبال دستهای، به راه افتم و چونان تیر نتراشیده، در جعبهای خالى، به اینسو و آنسو سرگردان شوم.
3 ـ نظارت بر مخارج امیر الحاج
آن حضرت، در نامه شصت و هفتم، ضمن تبیین وظایف امیر الحاج در مکه (قثم بن عباس)، مطالبى را بیان میکند. از جمله میگوید:
و انظر إلى ما اجتمع عندکَ من مالِ الله فَاصْرِفْهُ إلى مَنْ قِبَلَک من ذوی العیال و المَجاعَةِ مَصیباً به مواضعَ الفاقَةِ و الَخّلاتِ. و ما فَضَلَ عن ذلک فَاحْمِلْهُ إلینا لِنَقْسِمَهُ فِى مَنْ قِبَلنا؛
در مصرف بیتالمال ـ که در دست توست ـ بنگر! و آن را به عیالمندان و گرسنگان پیرامونت، بخش! و به مستمندان و نیازمندانى که به کمک مالى تو، سخت نیاز دارند، برسان! مازاد را، نزد ما بفرست، تا در میان مردم نیازمندى که در این سامان هست، تقسیم کنیم.
4 ـ نظارت بر میهمانیهای کارگزاران
امام على علیهالسلام در امر نظارت بر حرکات و رفتار کارگزاران، حتى مسائل معمولى و پیشپاافتاده را، نادیده نمیگرفت و از آنان، بازخواست میکرد. از این رو، در نامه به عثمان بن حنیف ـ که پس از این، تحت عنوان «الگو بودن حاکم اسلامى»، به تفصیل خواهد آمد ـ وى را به جهت شرکت در میهمانى بعضى اشراف بصره، مورد توبیخ و سرزنش قرار میدهد و میگوید:
گمان نمیکردم، میهمانى شخصى را بپذیرى که نیازمندانشان، با ستم، محروم شده، و ثروتمندان آنان، بر سر سفره و دعوت شدهاند! بنگر در کجایى و بر سر کدام سفره میخوری! پس آن غذایى که حلال و حرام بودنش را نمیدانی، دور بیفکن و آنچه را به پاکیزگى و حلال بودنش یقین دارى، مصرف کن.
برگرفته از مقاله «بیتالمال در نهجالبلاغه»
کلمات کلیدی :
عدالت بیت المالعلى بیت المالنهجالبلاغه بیت المالکارگزاران بیت المالکارگزاران نهجالبلاغه