به گزارش آسیانیوز ایران، این در حالی است که فیفا با شعار دروغین «توسعه فوتبال»، میزبانی را به کشورهایی میدهد که نه فرهنگ فوتبالی دارند و نه زیرساخت انسانی، اما پول نفت و گاز، جای خالی وجدان را پر کرده است.
مرور میزبانیهای جنجالی گذشته، از داوریهای فاجعهبار کره-ژاپن ۲۰۰۲ و ووووزلاهای گوشخراش آفریقای جنوبی ۲۰۱۰ گرفته تا پارکینگ شدن استادیومهای برزیل ۲۰۱۴ و قتلگاه کارگران در قطر ۲۰۲۲، نشان میدهد که فوتبال دیگر به مستطیل سبز تعلق ندارد، بلکه به حراجی برای رشوه، پولشویی و قراردادهای نفتی تبدیل شده است.
در جریان کنفرانس خبری که در جولای 2015 برگزار شد، زمانی که سپ بلاتر، رئیس موقت فیفا در حال سخنرانی بود، سایمون برودکین، کمدین انگلیسی که در قالب نماینده رسانهای در این کنفرانس خبری شرکت کرده بود ناگهان از جای خود در همان ردیف اول برخاست و به آرامی به سمت رئیس فیفا رفت و صحبت بلاتر را قطع کرد. او پیش از اینکه مأموران امنیتی به سمت او بیایند دستهای دلار تقلبی را به صورت بلاتر پرتاب کرد و دستهای دلار هم روی میز او گذاشت و به نشانه اعتراض به نحوه اعطای میزبانی دو دوره جام جهانی پیشرو گفت :" این هم برای جام جهانی 2026 کره شمالی!!!". بلاتر 79 ساله پس از این اتفاق از جایش برخاست و در حال ترک اتاق کنفرانس خبری گفت: "باید ابتدا اینجا تمیز شود". او پس از دقایقی به اتاق کنفرانس بازگشت و با کنایه به کمدینی که این کار را کرد اظهار داشت:" به مادر مرحومم زنگ زدم و او به من گفت که نگران نباش، این حرکت به فقدان آموزش برمیگردد."
در ماه مِی 2015 پس از بر ملا شدن فسادهای اداری و مالی که در فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) صورت گرفته بود، به درخواست مسئولان قضایی آمریکا 14 نفر از مسئولان این نهاد و رابطان آنها توسط پلیس سوئیس دستگیر شدند. برخی کشورها از جمله انگلیس به نحوه اعطای میزبانی جام جهانی 2018 و 2022 به ترتیب به کشورهای روسیه و قطر اعتراض داشتند و معتقد بودند که در رأیهای داده شده، دست برده شده است.
جام جهانی همیشه قرار بود نماد صلح، دوستی و رقابت شرافتمندانه باشد. اما در سالهای اخیر، این رویدادِ بزرگ بیش از آنکه به مستطیل سبز تعلق داشته باشد، به حراجی تبدیل شده برای خوشآمدگویی به پولهای کثیف، قراردادهای نفتی و لابیهای پنهان. جام جهانی ۲۰۲۶ در آمریکا با چنان حجمی از جنجالهای سیاسی، امنیتی، ویزایی و فرهنگی مواجه است که شاید بتوان آن را «جنجالیترین دورهٔ تاریخ» نامید.
سوال اصلی اینجاست: چرا فیفا مدام به کشورهایی میزبانی میدهد که از نظر فرهنگ فوتبالی، زیرساختهای انسانی و حتی حقوق اولیهٔ هواداران، آمادهٔ پذیرایی از این جشن بزرگ نیستند؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: فساد.
در این گزارش، با نگاهی به تجربهٔ کره-ژاپن ۲۰۰۲، آفریقای جنوبی ۲۰۱۰، برزیل ۲۰۱۴، قطر ۲۰۲۲ و حالا آمریکا ۲۰۲۶، نشان خواهیم داد که شعار «توسعهٔ جهانی فوتبال» چیزی جز دروغی بزرگ برای پوشاندن پولشویی و رشوهدهی نیست.
آمریکا ۲۰۲۶؛ میزبانی در سرزمین ممنوعهها
آمریکا برای سومین بار میزبان جام جهانی میشود (پیش از این ۱۹۹۴ و حالا مشترکا با مکزیک و کانادا را تجربه می کند). اما این دوره با هیچ دورهٔ دیگری قابل مقایسه نیست. به روایت ارقام:
۴۷ کشور جهان شهروندانشان بدون ویزا یا با محدودیت شدید ورود به آمریکا مواجه هستند. این یعنی میلیونها هوادار پرشور فوتبال -از ایران، سوریه، یمن، لیبی، سومالی و حتی برخی کشورهای شرق اروپا- عملاً از حضور در استادیومها محروماند.
تیم ملی ایران به دلیل تحریمها و مشکلات بانکی و ویزا، هنوز تکلیف سفر و محل اردوهای خود را نمیداند. همین حالا بازیکنان و کادر فنی ماههاست در صف مصاحبه و انگشتنگاری در کنسولگریهای کشورهای ثالث معطل ماندهاند.
بازیهای امنیتی توسط FBI و CIA چنان فضایی را سنگین کرده که حتی هواداران اروپایی نیز از پیچیدگیهای ورود به آمریکا هراس دارند. مقامات آمریکایی از هر تماشاگر خارجی «مثل یک تروریست بالقوه» بازجویی میکنند.
در کنار اینها، آمریکا با اینکه زیرساختهای فیزیکی قابل قبولی دارد، از نظر فرهنگ فوتبالی در سطح اول جهان نیست. ورزشگاههای عظیم بیسبال و فوتبال آمریکایی را برای میزبانی فوتبال تغییر کاربری میدهند، اما تماشاگر محلی هنوز تفاوت «آفساید» و «تاچ داون» را نمیداند. ووووزلاهای ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی با «هلهلههای وحشی مآبانه» و «چیرلیدرهای هاوایی» آمریکا عوض شده است. آیا این توسعهٔ فوتبال است یا کارناوالی برای سرگرم کردن اربابان سیاسی؟
آمریکا کشوری است که فوتبال در آن پس از بیسبال، بسکتبال و فوتبال آمریکایی، جایگاه چهارم را دارد. به همین دلیل، بسیاری از ورزشگاههای میزبان جام جهانی، اصلاً برای فوتبال ساخته نشدهاند. چ
منهای مصنوعی روی زمین بیسبال کشیده میشود، فاصله تماشاگر تا زمین بیشتر از استانداردهای جهانی است و فضای استادیوم بوی هات داگ و فوتبال آمریکایی میدهد. این بیهویتی فرهنگی، تجربه تماشای فوتبال را تخریب میکند. هوادار اروپایی یا آمریکای لاتین که به فضای صمیمی و نفسگیر استادیومهای فوتبال عادت دارد، در استادیومهای غولپیکر آمریکایی احساس غریبی میکند. جای خالی دیوارهای صدادار و نشستن پشت دروازههای سنتی فوتبال، با صندلیهای پلاستیکی چندمنظوره عوض شده است. مقایسه کنید با آلمان یا ایتالیا؛ جایی که استادیومها عبادتگاه فوتبال هستند. در آمریکا، فوتبال مهمان است، نه صاحب خانه. این یعنی جام جهانی به جای اینکه به فوتبال هویت ببخشد، دارد فوتبال را در قالبی بیگانه قالب میزند. توسعه دروغین یعنی همین: پول گرفتن از میزبان بیفرهنگ و نادیده گرفتن روح بازی.
امنیتیزدگی و فضای ارعاب؛ سی.آی.ای در ورزشگاه
امنیت در رویدادهای بزرگ لازم است، اما آنچه در آمریکا ۲۰۲۶ شاهد خواهیم بود، فراتر از هر تجربه تلخی است. اف.بی.آی و سی.آی.ای هر تماشاگر خارجی را یک تهدید بالقوه میبینند. فرآیندهای بازجویی طولانی، گرفتن اثر انگشت، بررسی سوابق چندین ساله و حتی رد شدن بدون دلیل، فضایی از ترس و بیاعتمادی ایجاد کرده است.
این رفتارها در حالی است که اروپا در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان، بدون این حجم از لوسبازیهای امنیتی، میزبان درخشانی بود. آلمان نشان داد میشود هم امنیت برقرار کرد و هم مهمان را با چهره باز پذیرفت. اما آمریکا با پیشینه گوانتانامو و بازداشتهای خودسرانه، فرهنگ متفاوتی از «امنیت تهاجمی» دارد. نتیجه این فضای ارعابی، دلسرد شدن هواداران واقعی فوتبال است. کسی که سالها پسانداز کرده تا بازی تیم محبوبش را از نزدیک ببیند، در فرودگاه نیویورک با بازجوییهای تحقیرآمیز مواجه میشود. جام جهانی به جای شادی، تداعیکننده اداره پلیس خواهد بود.
قطر ۲۰۲۲؛ ساخته شده با خون کارگران خارجی...
قطر کوچکترین کشور میزبان تاریخ جام جهانی بود. کشوری با جمعیتی کمتر از یک منطقهٔ تهران، اما با میلیاردها دلار پول نفت و گاز توانست رأی اعضای فیفا را بخرد. مستندهای متعدد نشان میدهد:
بیش از ۶۵۰۰ کارگر خارجی (بیشتر از هند، نپال، بنگلادش و فیلیپین) در طول ساخت استادیومها و هتلهای لوکس جان خود را از دست دادند.
دمای ۴۰ درجهٔ تابستان، جام را به زمستان کشاند و تقویم لیگهای اروپایی را به هم ریخت.
تیم ملی قطر با میلیاردها دلار هزینه و بستن با بازیکنانِ اتباع خارجی، در همان مرحلهٔ گروهی با باختهای سنگین حذف شد.
سوال اصلی این است: اصلا «توسعهٔ فوتبال در قطر» چه معنایی دارد؟ آیا جام جهانی باعث شد قطر به یک قدرت فوتبال تبدیل شود قطعا نه! ((آن دو قهرمانی قطر در جام ملت های آسیا، بعلت تمرکز خوب فدراسیون فوتبال قطر روی تیم های پایه بود نه برگزاری جام جهانی در این کشور)) بلکه فقط به بهانهٔ فوتبال، آسمانخراشهای جدید، برندهای لوکس و جشنهای اشرافی، جایگزینِ مدارس و بیمارستانهای ازدسترفته شد. فیفا حتی یک دلار از درآمدهای کلان خود را صرف جبران جان کارگران نکرد. این فقط گوشه ای همان «مافیای پشت پرده» است.
کره-ژاپن ۲۰۰۲؛ داستان داوریهایی که تاریخ را عوض کردند
سال ۲۰۰۲ اولین جام جهانی در آسیا بود. کره جنوبی و ژاپن میزبانی مشترک را تجربه کردند. اما آنچه در خاطره ماند، نه فوتبال زیبا، که فوتبال فاجعه بود. کره جنوبی با قضاوتهای عجیب و غریب داوران (مثل بایرون مورنو در بازی با ایتالیا و گیمونداموس در بازی با اسپانیا) به نیمهنهایی رسید و چهارم شد!!! گل ها و پنالتیهای مردودی که گرفته شد، اخطارهای بیجهت به ستارههای ایتالیا و اخراجهای مشکوک. همزمان ترکیه، که پیشتر حتی به عنوان یک تیم درجه دو دیده نمیشد، به مقام سوم رسید!
این همه ماجرا نیست. تماشاگران کرهای با سوتها و بوقهای ممتد، بازیکنان حریف را اذیت میکردند. فدراسیون فوتبال کره بعداً مجبور شد از ایتالیا عذرخواهی کند. اما فیفا هیچگاه تحقیقات جدی در مورد آن داورها نکرد. چرا؟ چون میزبانی آسیاییِ فیفا نباید تحت الشعاع رسوایی قرار میگرفت. توسعهٔ دروغین یعنی همین: نادیده گرفتن حق تیم های بزرگ و ریشه دار برای خوشآمدِ پول میزبان.
آفریقای جنوبی ۲۰۱۰؛ صدای ووووزلا و نبود تناسب فرهنگی
قبل از ۲۰۱۰، آفریقا هرگز جام جهانی را تجربه نکرده بود. فیفا با شعار «بازگشت به ریشههای فوتبال» آفریقای جنوبی را انتخاب کرد. اما نتیجه چیست؟ ووووزلا، آن بوق پلاستیکیِ مهیب، صدای استادیومها را به زمزمهای گوشخراش و غیرقابل تحمل تبدیل کرد. بازیکنان و مربیان شکایت داشتند که دستورات را نمیشنوند. فقر شدید در شهرهای میزبان در کنار هتلهای ۵ ستاره، تصویری دوگانه و شرمآور ارائه داد. هواداران سفیدپوست محلی از آمدن به ورزشگاه خودداری میکردند و تنها هواداران سیاهِ فقیر با بلیتهای ارزان حاضر میشدند، اما آن ها نیز به دلیل فقدان فرهنگ استادیومرفتن (و نبود حمل و نقل عمومی)، اغلب استادیومها نیمه خالی میماند. باز هم سوال: توسعهٔ فوتبال در آفریقا یعنی همان ووووزلاها و استادیومهای لوکسی که بعد از جام، متروکه شدند؟ یا یعنی فرصتی برای لابیهای سیاسی فیفا با رئیس جمهور وقت آفریقای جنوبی، جاکوب زوما؟
برزیل ۲۰۱۴ و پارکینگ شدن استادیومها
برزیل صاحب بزرگترین فرهنگ فوتبالی جهان است. لیگ داخلیاش پویا و تماشاگرانش فوتبالدوستترین مردم کره زمین. پس چرا استادیومهای ساختهشده برای جام جهانی در برزیل امروز به پارکینگ اتوبوس و انبار کالا تبدیل شدهاند؟ داستان از این قرار است: فیفا از برزیل خواست تا ۱۲ استادیوم آماده کند. برزیل که درگیر رکود اقتصادی و اعتراضات مردمی بود، ناچار استادیومهایی در شهرهای بدون تیم بزرگ ساخت، مثل:
استادیوم ملی مانه گارینشا در برازیلیا (پایتخت سیاسی). بعد از جام، تیم محلی در سری C و D بازی میکرد و نمیتوانست ۴۰ هزار تماشاگر را پر کند. امروز: پارکینگ اتوبوسهای شهرداری.
آرنا پانتانال در کویابا، در دل باتلاق. تیم محلی آنقدر ضعیف بود که حتی نیمی از صندلیها را پر نمیکرد. هزینهٔ نگهداری سالانه حدود ۳ میلیون دلار بود، درآمد تیم: صفر. امروز: درِ بسته و زنگزده.
آرنا داس دوناس در ناتال، شهری بدون تیم در سری آ. استادیوم رها شده و بیاستفاده.
در مقابل، تیمهای بزرگ (کورینتیانس، پالمیراس، فلامنگو) از استادیومهای خصوصی خودشان استفاده کردند و هیچ تمایلی به استادیومهای دولتیِ دورافتاده نداشتند. برزیل نمونهی کامل یک میزبانیِ پرخرج با پشتوانهٔ فرهنگیِ قوی است که به خاطر فساد در جانمایی و هزینههای رشوهگونه، تبدیل به فاجعه شد. هزینهٔ ساخت از ۳ میلیارد دلار به ۱۵ میلیارد دلار رسید. مردم برزیل شعار میدادند: «پول جام جهانی را بدهید به بیمارستان».
چرا میزبانی را به جایی چین نمیدهند؟(با توجه به برگزاری بی نقص المپیک 2008)
چین زیرساختهای ورزشیِ فوقالعادهای دارد: استادیومهای مدرن، هتلهای مدرن، فرودگاههای درجه یک و شبکهٔ حمل و نقل پیشرفته. تیم ملی چین ضعیف است، اما فیفا که ادعا میکند میزبانی را به «کشورهای درحال توسعهٔ فوتبال» میدهد، پس چرا به همین چین نمی دهد؟
پاسخ ساده است: چین رشوه نمیدهد. فیفا باشگاهی از رشوهگیران حرفهای است که هر رأی آنه ا به یک کشورِ میزبان، با صرافیهای پنهان و قراردادهای نفتی گره خورده است. قطر میلیاردها دلار به فیفا و کنفدراسیونهایش پمپاژ کرد. حتی روسیه (۲۰۱۸) نیز از همین قاعده پیروی کرد.(البته با پول گاز!) اما چین نه تنها پول نفت ندارد که نظارت مالی شفاف، امکان هرگونه رشوهدهی را غیرممکن میکند. به همین دلیل است که مصر با آن فرهنگ فوتبالیِ عمیق، مراکش با استادیومهای خوب و تونس با پتانسیل گردشگریِ بالا، هرگز شانسی برای میزبانی پیدا نمیکنند. فیفا «توسعه» را فقط در کشورهایی میبیند که پول کثیف دارند، نه فوتبال پاک.
جام جهانی و فیفا نیاز به بازسازی بنیادین دارند
جام جهانی ۲۰۲۶ در آمریکا تنها آخرین حلقه از زنجیرهای طولانی از فساد، نابرابری و پولشویی است. میزبانی کشورهایی که:
به هواداران ۴۷ کشور ویزا نمیدهند.
بازیکنان و تیمها را با موانع امنیتی و سیاسی خسته میکنند.
استادیومها را پس از جام به پارکینگ تبدیل میکنند.
با خون کارگران بیگانه، ورزشگاه میسازند.
داوریها را تحت تأثیر جوّ میزبانی قرار میدهند.
هیچکدام از این ها «توسعهٔ فوتبال» نیست. اینها «توسعهٔ جیب های فیفاست». تا وقتی که فرآیند انتخاب میزبان از شفافیت کامل برخوردار نشود، تا وقتی که رسیدگی به تخلفات داوری و زیرساختی جدی گرفته نشود، و تا وقتی که هواداران عادیِ ایرانی، مصری، مراکشی و چینی نتوانند بدون ویزا و تحقیر به استادیوم بروند، جام جهانی یک جشن جهانی نخواهد بود؛ بلکه یک حراجِ فاسدِ چندده میلیارد دلاری است. و ما، به عنوان روزنامهنگار و هوادار، وظیفه داریم فریاد بزنیم: فوتبال متعلق به مردم است، نه به مافیای سیاستزده و رشوهخوار فیفا.
کلمات کلیدی :
جام جهانی فسادجام جهانی پولشوییجام جهانی آمریکافساد فیفاپولشویی فیفا